خداوندا!! تو می دانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است!
چه رنجی می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است.
عاشقانه
خداوندا!! تو می دانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است!
چه رنجی می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است.

آفتاب می آيد و می رود
باران می آيد و می رود
برف می آيد و می رود
اما تو ..............
نه از جاده می آيی
نه از قلب من می روی
نگاهم که کردي دلم پر گرفت
دلم غربت زنگ آخر گرفت
نگاهم که کردي سکوتم شکست
درون دلم عشق گويي نشست
نگاهم که کردي زمان صبر کرد
دل آسمان را پر از ابر کرد
و بعد از نگاه تو باران گرفت
و عشقي درون تنم جان گرفت
نگاهم کن و باز با من بمان
تو حرف دل بي کسم را بخوان
نگاهم کن اي زندگي بخش من
و با قلبم از عشق حرفي بزن......
کاش .قلبم درد تنهایی نداشت
سینه ام هرگز پریشانی نداشت
کاش.برگهای آخر تقویم عشق حرفی از یک روز بارانی نداشت
کاش. میشد راه سخت عشق را بی خط پیمود و قربانی نداشت.
اي تنهاي عزيز انكه در تنهاترين تنهاييت تنهاي
تنهايت گذاشت
اي كاش كه در تنهاترين تنهاييش تنها كسش تنهاي
تنهايش گذارد


به پیش پای تو شاید که چون یک مشت خاک بی بها گردم
برای قلب تو شاید خدا گردم
نمی دانم که در جای نگین تاج زرین کلاهت جای می گیرم
و یا در زیر پاهای تو بی رحمانه می میرم.... شاید
نمی دانم که بعد از سالهای سخت و دشوار که بعد از روزهای گرم و شیرین زمان مردنم آیا در آغوش تو
جانم را خدا گیرد ؟؟!!
و یا این آرزو در نطفه می میرد ... شاید

نمی خوام بین من و بین دلت جنگ باشه
نمی خوام عشقی که تو نداری کم رنگ بشه
من فقط یه چیزی از خدا می خوام،دلم می خواد
واسه یکبارم شده دلت برام تنگ بشه


چـه آسان بر نگاهــت دل سپــــــردم
بـــه یکـــــباره دلــــــــم را گــــــــم نمودم
مـــیــــــان حـــــــرفـــــهای پـــــوچ مــــــردم
تـــــــو را هــــــر لــــحظــــه در قــــلبم سپردم
چـــــه آســـــــان تــــو مـــرا از یـــــاد بـــــــــردی
نــــگــــاهــــــم را پـــــــــر از انــــــدوه کــــــــردی
بـــه زیـــر ســــایه عشــــقــــت نــشـــســـتم
امـا تــــو عــــاقــــبــــت را انـــــکار کـــــردی
چـــه بیخـــود مـــن تـــلاشی پــوچ کردم
زمیــن قلــب خــود را کــهنه کــردم
چه بیخود دلسپردم به نگاهت
نــدانستم که بیخود پل شکستم